اسفند ۱۳

انجیل دست نوشته و ۱۵۰۰ ساله

موزه قوم‌نگاری شهر آنکارا به تازگی اقدام به نمایش یک انجیل دست‌نویس با قدمت ۱۵۰۰ سال کرده که تصویر «شام آخر حضرت مسیح»‌ نیز در آن کشیده شده است.

‌این انجیل ۵۲ صفحه‌ای که به زبان «آرامی» نوشته شده است تصویری از «شام آخر» را نشان می‌دهد که در آن حضرت مسیح همراه با ۱۲ حواری خود نشسته است.

به گفته وزیر فرهنگ و گردشگری ترکیه،‌ این کتاب در عملیاتی علیه قاچاقچیان آثار باستانی در سال ۲۰۰۰ همراه با چندین اثر تاریخی دیگر کشف و ضبط شد و برای نگهداری به موزه آنکارا انتقال یافته بود.

رئیس موزه آنکارا با اشاره به این که انجیل مذکور به زودی برای کربن‌نگاری و تعیین قدمت دقیق به خارج از کشور ارسال خواهد شد از نمایش عمومی آن پس از پایان مراحل مرمت خبر داد.

از بخش‌های این کتاب انجیل «برنابا» است که از ویژگی‌های آن همسو بودن روایات موجود در آن طبق نگاه اسلام به مسیح و نحوه عروج ایشان است. همچنین بشارت حضرت مسیح به بعثت پیامبر عظیم‌الشان اسلام نیز از موضوعات مطرح شده در انجیل برنابا است.

Share

Permanent link to this article: http://injairane.ir/?p=450

اسفند ۰۲

جشن سپندارمزگان

اسفندگان جشن اسفندگان (سپندارمذگان) یکی از جشن‌های ایرانی است که در روز ۵ اسفند برگزار می‌شود. ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده‌است که ایرانیان باستان روز پنجم اسفند را روز بزرگداشت زن و زمین می‌دانستند. اگرچه منابع کهن از جمله ابوریحان این جشن را در روز پنجم اسفند ذکر کرده‌اند. ولی با توجه به تغییر ساختار تقویم ایرانی در زمان خیام که پس از ابوریحان میزیست، و سی و یک روزه شدن شش ماه نخست سال در گاهشماری ایرانی، تاریخ ذکر شده در منابع کهن را باید به روز رسانی کرد. امروز بعضی زرتشتیان آنرا در روز اسفند (سپندارمذ – پنجمین روز) از ماه اسفند (سپندارمذ) برابر با بیست و نهم بهمن در گاهشماری خورشیدی امروزین برگزار میکنند. اما موبد کورش نیکنام برگزاری جشن‌ها با استفاده از گاهشماری‌های سنتی با ماه‌های ۳۰ روزه را بی‌توجهی به دانش نجوم و دستاوردهای خیام و موجب ناهماهنگی‌ در جشن‌ها دانسته و لزوم توجه به گاهشماری ملی و رسمی با ماه‌های ۳۱ روزه را یادآور شده است. [۱] بسیاری از پژوهشگران ایران شناس از جمله استادان ابراهیم پور داود، جلیل دوستخواه، رضا مرادی غیاث آبادی، جلال خالقی مطلق و پرویز رجبی زمان درست این جشن را پنجم اسفند می‌دانند و ابداعات جدید در انتقال آن به ۲۹ بهمن را نادرست می‌انگارند. (بنگرید به فهرست منابع و پیوند به بیرون در پایین همین صفحه). استاد ابراهیم پورداود در سال ۱۳۴۱ خورشیدی، روز پنجم اسفند و جشن اسفندگان را به عنوان «روز پرستار» پیشنهاد داد که پذیرفته شد و در تقویم رسمی نیز ثبت گردید. ایشان خود در این باره نوشته‌اند: “در میان جشن‌های بزرگ ایران باستان، سپندارمذگان جشنی است در پنجمین روز از اسفندماه. همین روز شایسته و برازنده است که جشن پرستاران میهن ما باشد”. (پورداود، ابراهیم، مجموعه مقالات آناهیتا، انتشارات دانشگاه تهران، تهران، ۱۳۴۲، ص ۱۶۵). در گاه‌شماری‌های گوناگون ایرانی، علاوه بر این که ماه‌ها نام داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. برای نمونه روز نخست هر ماه «روز اورمزد»، روز دوم هر ماه، روز بهمن (درود ت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم هر ماه، اردیبهشت یعنی «بهترین راستی و پاکی» که باز از صفات خداوند است، روز چهارم هر ماه، شهریور یعنی «شاهی و فرمانروایی آرمانی» که خاص خداوند است و روز پنجم هر ماه، «سپندارمذ» بوده‌است. سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می‌ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می‌نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می‌دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را به‌عنوان نماد مهر مادری و باروری می‌پنداشتند. در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی می‌شده‌است که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن می‌شد، جشنی ترتیب می‌دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلاً شانزدهمین روز هر ماه، «مهر» نام داشت و که در ماه مهر، «مهرگان» لقب می‌گرفت و می‌بینیم که چگونه هر جشنی با معنی و مفهوم عمیق خود برای مردم شادی می‌آفرید. روز آبان در ماه آبان جشن «آبانگان» است یعنی جشن ستایش آب و روز آذر در ماه آذر جشن «آذرگان» است یعنی جشن ستایش آتش و همین طور روز پنجم ماه دوازدهم (اسفند)، «سپندارمذ» یا «اسفندار مذ» نام داشت که جشنی با همین عنوان می‌گرفتند. «سپندارمذگان» روز زن و زمین است. روز پنجم اسفندماه در همه گاه‌شماری‌های ایرانی به عنوان روز جشن اسپندار مذگان شناخته می‌شود. در باور ایرانى مرد داراى قدرت مردانگى و تفکر و خردورزى بیشترى است، در برابر آن زن نیز داراى مهر ورزى، عشق پاک، پاکدامنى و از خودگذشتگى فراوان ترى است که هر یک از این دو به تنهایى راه به جایى نبرده و حتى روند پویایى گیتى را هم به ایستایى مى کشانند. اگر مردان بدنه هواپیماى خوشبختى اند، زنان موتور آن اند که پیکره بى موتور و موتور بى بدنه هیچ کدام به تنهایى به اوج سعادت نمى رسند بلکه ذره اى حرکت و جنبش هم برایشان ناممکن است. اشوزرتشت خوشبختى بشر را وابسته به میزان دانش و خرد انسان مى داند نه جنسیت و قومیت و رنگ و نژاد و از دیدگاه وى همه انسان‌ها _ همه زنان و مردان _ داراى حقوق برابرند. او دختران را در گزینش همسر آزاد شمرده و عشق پاک و دانش نیک را دو معیار اصلى مى داند و خوشبختى همسران جوان را در زندگى زناشویى در این مى داند که هر یک بکوشند تا در راستى از دیگرى پیشى جویند

Share

Permanent link to this article: http://injairane.ir/?p=447

دی ۲۸

افتخار هنر هشتم ایران

اصغر فرهادی هموطنی که برای ما افتخار آفرینی کرد…..

Share

Permanent link to this article: http://injairane.ir/?p=441

دی ۲۷

نام روزهای هفته‌ فرنگی و ارتباط با ایران باستان

نام روزهای هفته‌ فرنگی از گاهنامه کهن ایرانی برگرفته شده است می دانیم که نام روزهای هفته در ایران باستان بدین گونه بوده است:

کیوان شید (
شنبه):

نخستین روز هفته به نام کیوان شید نامگذاری شده است که تشکیل شده است از کیوان + شید. کیوان بعد از مشتری بزرگترین سیاره شمرده میشود که ۷۰۰ برابر زمین است. آنرا زحل نیز نامیده اند. شید نیز به چم (معنی) نور و روشنایی است. از این رو روز نخست ایرانی حکایت از سیاره روشن و نورانی را دارد.

مهر شید (
یکشنبه):

روز دوم از هفته مهرشید است که مهر آن به چم (معنی) دوستی و مهربانی در پهلوی میتراست. مهر برگرفته شده از آئین هفت هزار ساله میترایی است. مهر همچنین ایزد عهد و پیمان است و در اوستا آمده است که هیچ چیز بر ایزد مهر پوشیده نخواهد بود. نامگذاری این روز به مهرشید حکایت از تعهدی است که بین مردمان باید برقرار باشد زیرا در ایران باستان پیمان شکنی و دروغ بزرگترین گناهان به حساب می آمده است. شید نیز به چم (معنی) روشنایی و نور می باشد.

مهشید (
دوشنبه):

مه بر گرفته شده از ماه است که این نیز از آیین میترایی کهن ایرانی آمده است. خورشید و ماه از تندیس های آئین میترایی بوده است که نشان از قدرت و پویایی جهان آفرینش داشته است. سومین روز هفته در ایران باستان به نام این نماد خداوند نامگذاری شد و آنرا مهشید به چم (معنی) ماه روشن و نورانی نام گذاشتند.

بهرام شید (
سه شنبه):

بهرام برگرفته شده از ورهرام زبان پهلوی باستان است و از یک سو نام ستاره مریخ است. بهرام ایزد پیروزی در ایران باستان شمرده می شده است و اندیشه نیاکان ما بر این بوده است که خداوند یکتا (اهورامزدا) نیروی هایش را برای اجرا در بین افراد بشر بین ایزدان (فرشتگان) خود تقسیم نموده است تا آنان آنرا برای مردمان پیاده کنند. از این رو بهرام ایزد پیروزی نامیده شده بوده است و چهارمین روز هفته به نام روز پیروزی روشنایی بر تاریکی و غلبه انسان بر بدی ها و اهریمن نامگذاری شده است.

تیرشید (
چهارشنبه):

تیر برگرفته شده از تیشتر پهلوی است. نیاکان ما تیر را ایزدان و نگهبان باران نامگذاری نموده اند و اینگونه می پنداشته اند که اهورامزدا برای یاری رسانی به کشاورزان و جلوگیری از خشکسالی و باروری زمین و سبز و سالم و پاکیزه ماندن جهان به ایزد باران فرمان میداده است که به یاری مردمان برسد. در کل این روز به نام روز روشنایی باران و خواست پروردگار برای حفظ طبیعت نامگذاری شده است.

اورمزد شید (
پنجشنبه):

اورمزد نام دیگری از دهها نام اهورامزدا است که همه حاکی از قدرت و توانایی پروردگار است. این نام از واژه های پهلوی ارمزد، هرمزد، اورمزد، هورمزد، اهورامزدا، مزدا گرفته شده است. از این رو پنجمین روز هفته به نام روز روشنایی خداوند نامگذاری شده است. از اینرو این واژه هنوز به گونه ای دیگر در شب های جمعه برقرار است و هنوز تصور مردمان ما بر این است که شب های جمعه روز ارتباط با خداوند و فوت شدگان است.

ناهید شید (
آدینه):

ناهید همان آنهیته یا آناهیتا است که ایزد آب قرار گرفته است. در اوستا آناهیتا به صورت دوشیزه ای بسیار زیبا، قدی بلند و اندامی تراشیده نام نهاده شده است و نام دیگر ستاره ونوس نیز آناهیتا یا ناهید است. در کل روز جمعه روز روشنایی آب و مظهر بخشندگی و عنایت پروردگار نامگذاری شده است.


اینک با بررسی ریشه‌های این واژگان به این بر‌آیند ساده می‌رسیم:

کیوان شید: شنبه
Saturday = Satur + day
Saturn = کیوان

مهرشید: یکشنبه
Sunday = Sun + day
Sun = مهر، خور (خورشید)

مهشید: دوشنبه
Monday = Mon + day
Moon = ماه

بهرام شید: سه‌شنبه
Tuesday = Tues + day
Tues = god of war = Mars= بهرام

تیرشید: چهارشنبه
Wednesday = Wednes + day
Wednes = day of Mercury = Mercury = تیر

هرمزشید: پنج‌شنبه
Thursday = Thurs + day
Thurs = Thor = day of Jupiter = Jupiter = هرمز

ناهیدشید یا آدینه: جمعه
Friday = Fri + day
Fri = Frig = day of Venues = Venues = ناهید

Share

Permanent link to this article: http://injairane.ir/?p=439

دی ۲۰

جاذبه های جهانگردی ایران

ایران به دلیل پیشینه تاریخی و تکاپوی مستمر اجتماعی و فرهنگی، دیدنی های متنوعی دارد که بازدید از آن ها می تواند حس کنجکاوی گردشگران و جهانگردان را ارضاکرده و ستایش آنان را برانگیزد. هر مسافری با هر انگیزه ای که به ایران سفر کند، می تواند مطابق اهداف، ذوق و برنامه خود، در ایران دیدنی های مورد نظر خود را بیابد. نباید فراموش کرد که بهترین راه شناخت سرزمین و مردم هر کشور، آشنایی با مردم کوچه و بازار و برقراری تماس مستقیم با خود آنان است. خانواده های ایرانی اصولاً گشاده روی و مهمان نواز هستند. با آشنایی مختصری با ایرانیان می توان به درون خانواده های ایرانی راه یافت و از چگونگی زندگی، معیشت، طرز تفکر و بینش اجتماعی آنان و بسیاری دیگر از خصوصیاتی که در نوشته ها نیامده است، آگاه شد.
آثار تاریخی بازمانده از دوره های مختلف استقرار انسان در فلات ایران به موازات چشم اندازهای طبیعی متنوع کرانه ای، کوهستانی، بیابانی و کویری در آمیزش و ترکیبی هماهنگ با بناهای تاریخی و میراث مذهبی و فرهنگی، مجموعه ای از انگیزه های گوناگون را برای دیدار از ایران فراهم می سازند. فرهنگ باستانی ایران که نمودهای آن در پیکر میراث های تاریخی معماری جاودانه شده، دیدنی های بسیاری را فراهم آورده است.
فرهنگ ایران امروز مجوعه کاملی از فرهنگ گذشته های دور و نزدیک این سرزمین است و هر کس می تواند به تناسب سلیقه و فرهنگ خود، حس کنجکاوی و زیبایی خود را در دیدار از این کشور پهناور و پربار برآورده کند. آثار تاریخی موجود در تخت جمشید، پاسارگاد، شوش، همدان، کرمانشاه، فیروزآباد، سیراف و بسیاری دیگر از کانون های باستانی تمدن ایرانی، انگیزه کافی را برای دیدار از این کشور باستانی ارائه می کنند.
محیط طبیعی با بیش از ۲۸۰۰ کیلومتر کرانه و مرز آبی و همین طور کوهستان های بلند البرز و زاگرس، امکان بالقوه استراحتی و فراغتی بسیار دارد. کرانه های دریای مازندران در شمال، و کرانه های خلیج فارس و دریای عمان در جنوب قابلیت های بسیاری برای استفاده های فراغتی در تابستان و زمستان دارند.
جزیره های خلیج فارس مانند کیش، قشم و هرمز با کرانه ها و بریدگی های مناسب و تابش آفتاب مطبوع حتی در فصل زمستان نیز برای مقاصد فراغتی واستراحتی قابل استفاده هستند.

وجود مکان های اقامتی و پذیرایی در این جزیره ها و کرانه ها همراه با امکانات ارتباط هوایی آن، اقامت و رفت و آمد در آن ها را آسان می کند. کوهستان ها و دامنه های ایران، به موازات ارزش اقتصادی برای کوچ نشینان دامدار، اقامتگاه ییلاقی شهرنشیان و روستاهای جلگه ای گرمسیر در فصل تابستان هستند و در فصل زمستان تفرجگاه خوبی برای علاقمندان به ورزش های زمستانی به شمار می روند و کوه ها و قله های آن ها مورد توجه کوهنوردان هستند.
یکی از مهم ترین جاذبه های استراحتی و طبیعت ایران، کانون های آب درمانی و لجن درمانی است و آب های معدنی و گرم ایران، مانند آب های گرم لاریجان، محلات، سرعین، بستان آباد، رامسر، قوتورسو، و مانند این ها با ترکیبات شیمیایی مختلف، خاصیت های درمانی متعددی دارند و همه ساله هزاران نفر از آن ها استفاده می کنند. دریاچه ارومیه با مساحتی بالغ بر ۶-۴ هزار کیلومتر مربع(به تناسب فصل های خشک و بارانی) و کرانه های طولانی و شوری بسیار بالای آب آن، که به ۳۰% می رسد، از کانون های مهم لجن درمانی کشوراست که هم اکنون استفاده چندانی از آن به عمل نمی آید. درمان از راه استحمام با آب چشمه های گرم و معدنی و پوشاندن خود با گل و لای این چشمه ها که به لجن درمانی معروف شده است، امروزه در دانش پزشکی جایگاهی ویژه یافته است. دریاچه ارومیه با امکانات بالقوه خود نمونه برجسته ای از این نوع است.
ناحیه های کویری ایران نیز دارای جاذبه های جالب توجهی هستند. در این ناحیه ها هنوز بقایای کاروان سراها و آب انبارهای قدیمی پابرجاست. چشم انداز طبیعی کویر با ماسه های روان، دشت های سنگی، کویرهای نمکی، رودهای شور و واحدهای بزرگ و کوچک در فاصله های دور و نزدیک از هم، طبیعتی خشک اما جذاب ارائه می دهد که در آن، خشکی و لطافت در کنار هم نمایان می شوند.

Share

Permanent link to this article: http://injairane.ir/?p=433

دی ۲۰

قرآن تاریخی خطی

یکی از اهالی فرهنگ‌دوست کاشان یک جلد قرآن تاریخی خطی را به اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کاشان اهدا کرد.

یکی از اهالی فرهنگ‌دوست کاشان به نام «غلامحسین ترک‌آبادی» یک جلد قرآن تاریخی خطی را به اداره میراث فرهنگی کاشان اهدا کرد تا این ارثیه خانوادگی در موزه ملی این شهرستان نگهداری شود.

بر اساس این گزارش، این قرآن نفیس ۲۸۰ سال قدمت دارد و سوره‌های آن به خط ثلث و با شنگرف نوشته شده است.

یک رحل خاتم‌کاری نیز همراه این قرآن است که اهدا کننده، این رحل باارزش را نیز به موزه اهدا کرد.

Share

Permanent link to this article: http://injairane.ir/?p=431

دی ۲۰

پر بیننده ترین موزه جهان

«موزه لوور» پاریس با ثبت ۸/۸ میلیون بازدیدکننده در سال ۲۰۱۱ پربیننده‌ترین موزه جهان شناخته شد.

طبق آمار ارائه شده، بازدید ۸/۸ میلیون نفر از موزه پاریس در سال ۲۰۱۱ رشدی ۵ درصدی را نسبت به ۳ سال قبل داشته است.

مدیر موزه پاریس اعلام کرد: در سال گذشته بیشترین تعداد بازدیدکنندگان این موزه را گردشگران آمریکایی تشکیل داده و رتبه‌های بعدی نیز در اختیار کشورهای در حال توسعه بود.

وی افزود:‌ ۶۶ درصد از کل بازدیدکنندگان در سال ۲۰۱۱ را گردشگران خارجی تشکیل می‌دادند که پس از آمریکا گردشگرانی از کشورهای برزیل، ایتالیا، استرالیا و چین در رده‌های بعدی قرار داشتند.

وزارت فرهنگ فرانسه در گزارشی اعلام کرد تعداد بازدیدکننده‌ موزه‌های این کشور در سال گذشته بیش از ۵ درصد رشد داشته و به ۲۷ میلیون نفر رسیده است.

یادآور می‌شود: پس از موزه لوور پاریس، «موزه بریتانیا» در لندن با ۸/۵ میلیون بازدیدکننده و «موزه متروپولیتن» در نیویورک نیز با ۲/۵ میلیون بازدیدکننده در رده‌های بعدی قرار گرفتند.

Share

Permanent link to this article: http://injairane.ir/?p=429

دی ۱۸

وقتی جنایتکاران الزایمر می گیرند

ادگاه سران خمر سرخ که هم اینک در پنوم پن پایتخت کامبوج جریان دارد، زخمهای کهنه را باز کرده است. سی سال از حکومت وحشت خمرها در سالهای ۱۹۷۵ تا ۱۹۷۹ می‌گذرد. اما هنوز هیچ چیز فراموش نشده، هر چند که سران دستگیر شده خمر در دادگاه خود را به فراموشی زده‌اند و چیزی یادشان نمی‌آید.

از این سران سه تایشان دارند در دادگاه رسیدگی به جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت، که سازمان ملل راه انداخته، محاکمه می‌شوند.
دو دادستان، یکی از کامبوج و یکی غیر کامبوجی، به همراه ۱۷ قاضى محلی و ۱۳ قاضى از کشورهای مختلف از جمله آمریکا، ژاپن، فرانسه، اتریش، لهستان، استرالیا و سرىلانکا، کار قضاوت در این دادگاه را به عهده دارند.
خود پل پوت سال ۱۹۹۸مرد و از محاکمه رست. از میان انبوه جنایتکاران تنها معدودی از سران دستگیرشده‌اند. انصاف حکم می‌کرد که در کنار این سران، سیاستمداران و نظامیان آمریکا هم که در همان زمانها با دخالت نظامی در ویتنام و کامبوج زمینه ساز فاجعه شدند، محاکمه می‌شدند. اما کو انصاف؟ آمریکا خود از برگزارکنندگان این محاکمه است.
سران خمر سرخ متهم‌اند به اینکه شهرنشینان را به زور به روستاها کشاندند تا از آنها کار بکشند و زیر بار کار آنها را کشتند. بسیاری خود از گرسنگی مردند.
خمرها معتقد بودند که شهرنشینان تنبل و مفت خورند. بنا به ملغمه‌ای از آموزه‌های مائو و افکار فاشیستی و پان کامبوجی “پل پوت”رهبر خمرهای سرخ، تنها کشاورزان و روستاییان شایسته زندگی بودند.
پل پوت که روشنفکران را می‌کشت، خود روشنفکر و درس خوانده فرانسه و از ستایندگان اشعار سمبولیستی ورلن شاعر فرانسوی بود. اینکه چنین آدمی در جنون و جنایت غرق شد، فقط تقصیر خودش نبود. او محصول زمانه آشفته‌ای بود. رقابت دو بلوک شرق و غرب، بعلاوه همسایگی ویتنام و چین در زمان مائو زمینه را بحرانی و اوضاع را متشنج کرده بود.
این اوضاع سرهای مبارزان را از شور پر و از عقل خالی کرده بود. منشاء خمرهای سرخ حزب کمونیست کامبوج بود، آنها کم کم به یک گروه مائوئیست- ناسیونالیست افراطی تبدیل شدند.
رهبران خمرهای سرخ در زمان حکومت نوردوم سیهانوک جوانان پر شر و شوری بودند که تحت تعقیب پلیس قرار گرفتند و سال ۱۹۶۳ مجبور به فرار شدند. عده‌ای به ویتنام رفتند، اما خیلی‌ها در کامبوج ماندند و به روستا‌ها گریختند. گریز از شهر گریز از تمدن و شهرنشینی هم بود. آن‌ها از پول و فرهنگ و شهر و شهرنشینی و هر چیز مدرن بدشان می‌آمد.
زمینه تاریخی
اما در شکل گیری حکومت خمرهای سرخ عوامل خارجی از جمله دخالت نظامی آمریکا در منطقه نقش مهمی داشت. بنا به پاره‌ای منابع آمریکا در فاصله سالهای ۱۹۶۹ و ۱۹۷۳ سه برابر بمب‌هایی که در جنگ جهانی دوم بر سر ژاپن ریخت، بر کامبوج فرو ریخت. آن زمان نیکسون رئیس جمهوری و کیسینجر وزیر خارجه امریکا بود.
سیهانوک با سیاست میانه‌روانه بین آمریکا و ویتنام می‌کوشید خود را روی آب نگه دارد. اما آمریکایی‌های را این سیاست او خوش نیامد، آنها به ویژه نگران استفاده ویت کنگ‌ها از راههای تدارکاتی داخل کامبوج بودند.
به همین دلایل سال ۱۹۷۰ کودتایی راه انداختند که در نتیجه آن “لون نول” (Lon Nol) قدرت را قبضه کرد. یک ماه بعد از کودتا سربازان آمریکایی و ویتنامی وارد خاک کامبوج شدند و جنگ داخلی راه افتاد.
دیکتاتوری نظامی لون نول کم بود، مداخله خارجی هم قوزبالاقوز شد و جمعیت کثیری از مردم کامبوج آواره شدند. برنج کاری نیز که شاخه اصلی اقتصاد بود، به میزان قابل توجهی افت کرد.
در این بلبشو کم کم گروه “پل پوت” ناراضیان را به خود جذب نمود و رشد کرد. آنها سال ۱۹۷۵ پنوم پن پایتخت کشور را گرفتند و حکومت دیکتاتوری لون نول سرنگون شد. این تقریباُ همزمان بود با شکست آمریکا در ویتنام.
وضع به غایت آشفته بود. مردم آواره و گرسنه بودند. گروه پل پت حاضر و قادر نبود مواد غذایی به شهرها برساند. آنها شهرنشینان را مفت خور می‌دانستند و معتقد بودند مملکت نان‌خور اضافی لازم ندارد.
آنها شهری‌ها را با کتک راهی روستا‌ها کردند تا از گرده شان کار بکشند. پزشکان، معلمان و افراد تحصیل‌کرده یا عینکی در چشم مأموران مشکوک و دشمن نظام تلقی و کشته می‌شدند. آنها خواهان حکومت “پاک و ناب”کشاورزان و روستاییان بودند. می‌خواستند به‌زور حکومت آرمانی درست کنند.
خمرها یک برنامه چهار ساله تنظیم کرده بودند تا رشد اقتصاد را با بیگاری کشیدن از مردم چند برابر کنند. مسئولان حزبی در نواحی مختلف از ترسشان گزارشهای من‌درآوردی درمورد رشد محصول برنج ارائه می‌دادند. اما تاریخ نشان داد که با خرکاری نمی‌شود اقتصاد را اداره کرد. ماشین و تکنولوژی پیشرفته و برنامه لازم است.
آنها درک نکردند که اصل اساسی زندگی آزادی است.
آمریکا در ابتدا از خمرهای سرخ حمایت می‌کرد تا جلوی نفوذ ویتنام را بگیرد. اما سرانجام در روزهای آخر سال ۱۹۷۸ ویتنامی‌ها کامبوج را اشغال کردند تا حکومت طرفدار خودشان را آنجا سر کار بیاورند.
یک ماه بعد این حکومت دست نشانده به ریاست هنگ سمرین (Heng Samrin) زمامدار شد و خمرهای سرخ مخفی شدند. اما دولت دست‌نشانده وضع را خراب‌تر کرد و مردم به علت اوضاع آشفته و کمبود مواد غذایی به کشورهای همسایه پناه بردند.
پل پوتی‌ها هم دست روی دست نگذاشتند: سال ۱۹۸۲ گروه خمر سرخ و چند گروه ریز و درشت دیگر به همراه سیهانوک در کوالالامپور پایتخت مالزی بر سر یک دولت در تبعید به توافق رسیدند و سازمان ملل هم آن را تأیید کرد. چند سال بعد، یعنی سال ۱۹۸۹ ویتنامی‌ها هم دمشان را روی کولشان گذاشتند و رفتند و دولت دست‌نشانده هم بدون آقابالاسر تنها ماند.
دو سالی نگذشت که سیهانوک به پنوم پن برگشت و سال بعد گروههای متخاصم تحت نظارت سازمان ملل معاهده آتش بس امضاء کردند. اما هنوز امضای این معاهده خشک نشده بود که گروه خمر سرخ زیرش زد و با خلع سلاح نیرو‌هایش مخالفت کرد.
خمر‌ها مناطق کوچکی را تحت نفوذ داشتند، که همین مناطق هم مورد تحریم قرار گرفت و خمرهای سرخ هرچه بیشتر منزوی شدند. سپتامبر سال ۱۹۹۳ باز تحت نظارت سازمان ملل نخستین انتخابات آزاد کامبوج برگزار شد. خمر‌ها ممنوعه اعلام شده و در کشورهای همسایه و جنگلهای مرزی پخش و پلا شدند.
در همین گیرودار گروه‌هایی از خمرهای سرخ به دولت پیوستند و خود پل پوت هم سال ۱۹۹۸ به طرزی اسرار آمیز مرد. رفتار دولتها و به خصوص ابر قدرتهای وقت با خمرهای سرخ متناقض بود.
آمریکا به علت تضاد با ویتنام به طور غیررسمی به گروه پل پوت به چشم هم‌پیمان نگاه می‌کرد. چین هم به آنها نظر مساعد داشت. از برژینسکی مشاور امنیت ملی کارتر نقل است که او چینی‌ها را به حمایت از پل پوت تشویق کرده است.
به علت همین دودوزه بازی‌های سیاسی تا مدتها هیچگونه اقدامی برای مجازات رهبران خمرهای سرخ صورت نگرفت و دادگاه سران خمر سالها به تعویق افتاد.
این دادگاه سرانجام بس از کش و قوس‌های بسیار سال ۲۰۰۶ آغاز به کار کرد. این دادگاه سازمان ملل برای رسیدگی به یکی از بزرگترین جنایات قرن بیستم است.
جریان دادگاه

به گزارش اشپیگل از دادگاه، سیل مردم به دادگاه روان است، اما کار دادگاه خیلی به‌کندی پیش می‌رود.
لونگ نورین (Long Norin) از شهود دادگاه که به علت بیماری خانه‌نشین است، تنها از طریق ویدیوی تلویزیونی دردادگاه حضور دارد. با این حال او عذر می‌خواهد که بیمار است و نمی‌تواند حرف بزند.

این را – راست یا دروغ – بیشتر شهود و متهمین هم مطرح می‌کنند و از حرف زدن طفره می‌روند. اکثر اینها هشتاد، نود ساله‌اند و اگر به بیماریهای عادی مبتلا نباشند، حتماً آلزایمر دارند. دانشجویان و مردم مشتاق که از نقاط دور و نزدیک خود را به دادگاه می‌رسانند، آنرا مهمترین دادگاه قرن می‌دانند.
آنها مشتاقند بدانند پول پوت چگونه به قدرت رسید و چرا اینهمه آدم کشت. آنها از روند طولانی دادگاه که مرتب در آن وقفه ایجاد می‌شود، خسته شده اند، اما اشتیاق و کنجکاوی‌شان به‌قدری است  که هربار دادگاه تشکیل می‌شود، دسته دسته می‌آیند.
میاس سری (Meas Sery) ۵١ ساله که از راه دور به دادگاه می‌آید، می‌گوید: “پنج تا از خواهر و برادرانم را در زمان حکومت خمرها از دست دادم. من می‌خواهم در دادگاه با قاتلان آنها رودررو و چشم‌درچشم شوم. خوشحالم که سر انجام به محاکمه کشیده شده‌اند.”
متهمانی که در حال حاضر محاکنه می‌شوند به ترتیب عبارتند از: نون چیا (Nuon Chea) ۸۱ ساله، ایدئولوگ حزب و معروف به برادر شماره دو. خیو سمفان (KhieuSamphan) ۸۰ ساله، رئیس سابق دولت. و ینگ سری (Ieng Sary) ۸۰ ساله که در آن زمان وزیر خارجه بود.
همسر او ینگ تیریت (Ieng Thirit) هم نفر چهارم است که آن زمان وزیر امور اجتماعی و معروف به “بانوی اول” بود و اینک در دادگاه نیست، چون به علت ابتلا به آلزایمر شدید تحت مداواست. خود پول پوت هم که مرده و نیست. مرگ او را نیز خیلی‌ها مشکوک می‌دانند.  به هر حال نیست یا سر به نیست شده است.
جنایات خمرهای سرخ را بسیاری منابع بزرگترین جنایات قرن بیستم بعد از جنایات نازی‌ها می‌دانند. با این حال اختلاف نظرهایی نیز در این مورد وجود دارد. نخستین بار که گزارشهایی از رفتار جنون آمیز خمرهای سرخ در غرب منتشر شد، نوام چامسکی منتقد معروف چپ در مقاله‌ای که سال ۱۹۷۷ در نشریه (Nation)  منتشر کرد، آن‌ها را یک‌طرفه و مغرضانه دانست.
البته او در سالهای بعد گفت که قصد توجیه نداشته است. هر چند به‌سختی می‌شود همه گزارشهای فجیع را باور کرد، اما حتی اگر بخشی از آن‌ها را نیز باور کنیم، باز هول‌انگیراست. اسناد و شهادت‌ها وحشتناک است.
به گزارش اشپیگل چیم فورن (Chim Phorn) که سال ۱۹۷۷ کدخدای دهی در شمال غرب کامبوج بوده، اعتراف می‌کند  که دستور داده بودند یک زوج جوان را با تبر تکه تکه کنم، چون رابطه شان نامشروع بود. من مأمور و معذور بودم و از حکومتی که مرا به این کار واداشت متنفرم.
بنا به گزارشی دیگر چون جوانان کامبوجی حق عشق و عاشقی نداشتند، آنها را دسته دسته در دو صف روبروی هم می‌ایستادند، آنگاه چراغها را خاموش می‌کردند و دو صف با آغوشهای گشوده به سوی هم حرکت می‌کرد. هرکس دستش به هر کس می‌خورد باید با او ازدواج می‌کرد، وگرنه کشته می‌شد. خوشگل‌ها را البته قبلاً دستچین و به سران حزب و ارتش پیشکش می‌کردند.
صدها هزار نفر در اردوهای کار اجباری از نفس افتادند و درگورهای دسته‌جمعی دفن شدند.
در کنار شکنجه‌گاه و موزه پر از جمجمه قربانیان، گورهای دسته‌جمعی هم‌اینک محل بازدید توریست هاست. به گفته برخی بازدیدکنندگان در بعضی نواحی هنگام عبور از میان گورهای جمعی استخوان زیر پا قرچ قرچ می‌کند. بعضی جاها باران که می‌آید استخوانها از خاک بیرون می‌زنند.
اعمال غیر انسانی خمرها چنان زیاد و متنوع‌اند که به زحمت می‌شود از آنها حرف زد. روشن است که در مواردی یک کلاغ چهل کلاغ شده.
اما شنیدن بعضی موارد به نسبت ملایم هم مشمئز کننده است: پاهای یک زندانی را با میخ به تخته بسته بوده و در همان حال وادارش کرده بودند آواز بخواند. زنی بر روی ویدیو کلیپ گزارش داده که مجبورش کرده بودند مدفوع انسانی را بپزد تا از آن کود درست شود.
او حین پخت مجبور بوده آن را بچشد. کیسه صفرای بعضی زندانیان را در آورده و جلوی چشم خودشان خورده‌اند. نوزادانی را جلوی چشم پدر و مادرانشان به طرزی فجیع کشته‌اند.
یکی از شهود، پیرمردی به اسم لانگ نورین (Long Norin) گفته “۳۰ سال گذشته، یادم رفته. چه می‌دانم چه شده!”
بعضی متهمان و شهود دیگر هم به بهانه بیماری یا توالت رفتن مدام در جلسات دادگاه وقفه ایجاد می‌کنند. بین ۱. ۷ تا ۲. ۲ میلیون نفر طی سالهای حکومت خمر‌ها کشته شده یا از گرسنگی و بیماری مرده‌اند.
این رقم تقریباً یک چهارم جمعیت آن کشور بوده و از این نظر جنایات خمرها بی‌سابقه بوده است. عجیب اینجاست که هیچ‌کدام از متهمان خود را گناه‌کار نمی‌داند. بعضی هایشان از جمله نیون چیا (Nuon Chea) همه چیز را تقصیر ویتنامی‌ها می‌اندازند. او که خود از نظریه پردازان حزب بوده، معتقد است “سوء تفاهم شده، اتفاقی نیافتاده.” او که خیلی حق‌به‌جانب است نگران سوء برداشت نسل‌های بعد است.
ژاک ورژه (Jacques Vergès) معروف که وکیل مدافع یکی از جانیان نازی، تروریست‌های بین المللی و میلوسویچ بوده، سعی در توجیه قضیه دارد، می‌گوید: “این متهمان اشتباه کرده‌اند، اما درست نیست از آنها هیولا ساخته شود، آنها هم بالاخره آدمند”. اما اندرو کیلی (Andrew Cayley)  دادستان می‌گوید” ابداً این طور نیست. این متهمان با برنامه‌ریزی دقیق عمل کرده‌اند. اینها کور خوانده‌اند. نمی‌توانند خود را به کوچه علی‌چپ بزنند”.
تنها معدودی از جنایتکاران دستگیر شده‌اند. از اینان نیز بعضی از جمله یکی از فرماندهان نظامی چند سال پیش در زندان جان سپرد. زندانبان مشهور به “دوخ” نیز سال گذشته به ۱۵ سال حبس محکوم شد. اما دادگاه بقیه همچنان ادامه دارد.
به نوشته اشپیگل کار دادگاه دست کم یک سال دیگر طول خواهد کشید. مشکل اینجاست که تا آن وقت معلوم نیست متهمانی که پیر و بیمارند، زنده بمانند.
هیچ بعید نیست که بعضی از آن‌ها قبل از صدور حکم بمیرند. هون سن نخست وزیر کامبوج خود دو سال (۷۷-۱۹۷۵) از فرماندهان ارتش خمرسرخ بود که بعد به دشمن، یعنی ویتنام پیوست.
او هم دل خوشی از محاکمه ندارد. او می‌ترسد به منافع ملی لطمه بخورد و نمی‌خواهد قضیه کش پیدا کند. او مایل است سر و ته کار دادگاه زود هم بیاید و قال قضیه کنده شود.

منبع: اشپیگل آنلاین

Share

Permanent link to this article: http://injairane.ir/?p=427

دی ۱۸

میراث جهانی در سالی که گذشت

ر سال ۲۰۱۱ میراث فرهنگی جهان از یکسو همچنان با چالش‌های مختلفی در زمینه پژوهش، حفاظت و معرفی رو‌به‌رو بود اما از سوی دیگر نیز تلاش‌‌ها و چاره‌اندیشی‌هایی در سطوح مختلف ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی شرایط مناسبی را برای نگهداری بهتر از برخی از این آثار فراهم کرد.

سال ۲۰۱۱ چهلمین سالگرد تصویب معاهده جهانی ۱۹۷۰ یونسکو در زمینه ممنوعیت نقل و انتقال غیر قانونی و قاچاق اموال فرهنگی بود. هدف این معاهده در حقیقت مبارزه با یکی از مخرب‌ترین پدیده‌هایی است که همواره آثار تاریخی، اشیای عتیقه و محوطه‌های باستانی را در کشورهای مختلف تهدید می‌کند. مطابق تحقیقات انجام شده، درآمد حاصل از قاچاق عتیقه در جهان سالانه بیش از شش میلیارد دلار است که به همراه قاچاق مواد مخدر و اسلحه، یکی از متداول‌ترین انواع تجارت غیرقانونی و مخرب به شمار می‌آید.

معاهده ۱۹۷۰ یونسکو، نخستین چارچوب قانونی و بین‌المللی را برای مبارزه با قاچاق و سرقت اموال فرهنگی مهیا کرده و تاکنون به امضای ۱۳۰ کشور جهان رسیده است. با این حال این معاهده شامل اشیاء و آثاری که پیش از تصویب این معاهده دزدیده یا قاچاق شده‌اند نمی‌شود. ایران در سال ۲۰۱۱ توانست با استناد به این معاهده ۱۸ عدد از اشیاء تمدن باستانی جیرفت را که به انگلستان قاچاق شده بود به کشور بازگرداند. کشورهای آفریقایی، چین، ایتالیا، کشورهای آمریکای جنوبی و شمار زیادی از کشورهای خاورمیانه از قربانیان اصلی قاچاق عتیقه و آثار تاریخی هستند.

 

همچنین سازمان یونسکو و دیگر نهادهای بین‌المللی حفاظت از میراث فرهنگی خود را برای برگزاری چهلمین سال تصویب معاهده حفاظت از میراث فرهنگی و طبیعی جهان در سال ۲۰۱۲ آماده می‌کنند و از سال ۲۰۱۱ به استقبال آن رفتند. این معاهده‌ جهانی در حقیقت یکی از مهم‌ترین اسناد بین‌المللی در زمینه حفاظت از آثاری است که دارای ارزش‌های “جهانشمول فرهنگی و طبیعی” برای بشریت هستند. فهرست میراث جهانی یونسکو شامل نام و مشخصات این آثار است. هر سال ضمن برگزاری یک نشست بین‌المللی، مرکز میراث جهانی یونسکو پرونده ارسالی از کشورهای مختلف را بررسی و آثار جدیدی را به این فهرست اضافه می‌کند.

 

در سال ۲۰۱۱ با ثبت ۲۵ اثر جدید، تعداد آثار فرهنگی و طبیعی ثبت‌شده در این فهرست به ۹۳۶ عدد رسید. ایران نیز در سال ۲۰۱۱ توانست پرونده “باغ‌ ایرانی” را که خود شامل ۹ باغ از دوره‌های تاریخی متفاوت و در استان‌های مختلف است به ثبت برساند.

 

در نوامبر سال ۲۰۱۱، نشست کمیته جهانی حفاظت از “میراث ناملموس” در جزیره بالی در اندونزی برگزار شد و طی آن ۱۱ اثر از کشورهای مختلف در فهرست آثاری که نیازمند توجه و حفاظت فوری هستند به ثبت رسیدند و ۱۹ پرونده دیگر نیز در فهرست میراث ناملموس جهان قرار گرفت.

ایران نیز توانست “هنر نقالی” و همچنین “دانش سنتی لنج‌سازی و دریانوری در خلیج فارس” را در فهرست آثاری که نیازمند توجه و حفاظت فوری هستند ثبت کند. میراث ناملموس به مجموعه‌ای از آدب و رسوم، اعتقادات، دانش‌های سنتی، هنر‌های روایی، موسیقی و رقص و آواز گفته می‌شود که نشان‌دهنده تنوع فرهنگی اقوام و ملت‌های گوناگون است و نسل به نسل در میان آن‌ها تداوم داشته است.

 

در سال ۲۰۱۱ و در پی وقوع انقلاب‌ها، جنگ‌های داخلی و شورش‌های متعدد در کشورهای عربی، آثار تاریخی و میراث فرهنگی در برخی از این مناطق آسیب دیدند. در مصر، ابتدا ورود تعدادی از افراد نا‌شناس به موزه قاهره باعث خسارت و سرقت تعدادی از اشیاء باستانی موزه شد. همچنین گزارش‌هایی مبنی بر دستبرد زدن به انبار آثار باستانی در اطراف هرم‌های باستانی مصر نیز انتشار یافت. در لیبی نیز به دنبال وقوع جنگ داخلی و بمباران مواضع ارتش قذافی توسط هواپیماهای جنگی ناتو، نهادهای مختلف فرهنگی در سطح جهان در خصوص آسیب دیدن محوطه‌های باستانی و سرقت و قاچاق آثار تاریخی این کشور ابراز نگرانی کردند. پس از سقوط قذافی چند مأموریت ویژه نیز برای بررسی آسیب‌های وارد شده به این آثار انجام شد. اما روزهای پایانی سال ۲۰۱۱ یکی از سیاه‌ترین روزهای سال برای میراث فرهنگی مصر بود. در درگیری میان معترضان و نیروهای ارتش، کتابخانه “مؤسسه علمی مصر” آتش گرفت و بخش مهمی از کتاب‌ها و اسناد تاریخی آن سوخت. این مؤسسه در سده‌ هجدهم و توسط ناپلئون بناپارت تأسیس شده بود.

دو محوطه میراث جهانی نیز توسط یونسکو در سال ۲۰۱۱ در “فهرست میراث در خطر” قرار گرفتند. منطقه طبیعی ریو پلاتانو در هندوراس و جنگل‌های گرمسیری سوماترا در اندونزی هر دو به دلیل انجام فعالیت‌های انسانی نامتناسب با اصول حفاظتی در فهرست آثار در این فهرست ثبت شدند. “میراث جهانی در خطر” به آن دسته از آثاری گفته می‌شود که به دلیل عوامل طبیعی یا انسانی موجودیت و ارزش‌های فرهنگی و طبیعی آن‌ها در معرض خطر نابودی قرار گرفته است. اکنون ۳۵ محوطه میراث جهانی در این فهرست قرار دارند. پس از زلزله ویرانگر سال ۱۳۸۲ در بم، “ارگ بم و منظر فرهنگی آن” از ایران نیز در فهرست میراث در خطر قرار گرفت و همچنان نیز در آن فهرست قرار دارد.

 

اما به جز آثاری که به طور رسمی در فهرست میراث در خطر جهان قرار گرفته‌ا‌ند، برخی محوطه‌های مشهور و باستانی نیز همچنان با خطرات مختلفی تهدید می‌شوند. فرو ریختن بخش‌هایی از ساختارهای باستانی در محوطه پمپی در جنوب ایتالیا بر اثر باران و عوامل طبیعی دیگر، موجب نگرانی حفاظت‌گران میراث فرهنگی در این کشور و علا‌قمندان تاریخ باستان در سرتاسر جهان شده است. پمپی با قدمت دو هزار ساله که بر اثر آتشفشانی کوه وزوو ویران شده است، سالانه بین دو تا سه میلیون گردشگر را به خود جذب می‌کند، اما مسئولان این محوطه اعلام کرده‌اند این شهر باستانی اکنون نیازمند توجه و اقدامات فوری است.

 

هفدهمین نشست مجمع عمومی ایکوموس جهانی یا “شورای بین‌المللی بنا‌ها و محوطه‌ها” نیز در نوامبر و دسامبر سال ۲۰۱۱ در پاریس برگزار شد. در این نشست که بیش از هزار نفر از متخصصان و پژوهشگران در زمینه‌های مختلف مرتبط با میراث فرهنگی در آن شرکت کرده بودند، نقش مهم میراث فرهنگی در توسعه پایدار جوامع مورد بحث و بررسی قرار گرفت. نقش مؤثر فرهنگ در امر توسعه، در بیانیه مجمع عمومی سازمان ملل در سال ۲۰۱۱ نیز مورد تأکید قرار گرفته بود.

 

عضویت کامل فلسطین در سازمان یونسکو نیز از جمله اخبار مهم سال ۲۰۱۱ بود. در پی این اقدام دولت آمریکا کمک‌های ۶۵ میلیون دلاری خود را به یونسکو قطع کرد و از این نظر پیش‌بینی می‌شود این سازمان در پیگیری اهداف فرهنگی و آموزشی خود با مشکلات متعددی رو‌به‌رو شود. با این حال عضویت فلسطین در یونسکو راه را برای ثبت برخی از با ارزش‌ترین محوطه‌های تاریخی و فرهنگی این منطقه، از جمله بیت لحم، در فهرست میراث جهانی یونسکو باز می‌کند. از ‌آنجا که فلسطین تاکنون عضو سازمان یونسکو نبوده و معاهده میراث جهانی را امضاء نکرده تاکنون قادر به ثبت هیچ پرونده مستقلی به عنوان میراث جهانی نبوده است.

Share

Permanent link to this article: http://injairane.ir/?p=425

دی ۱۸

سوختن کتابخانه مصر،فاجعه ای فرهنگی

 

سوختن کتابخانه مؤسسه علمی مصر و نابودی کتاب‌ها و اسناد تاریخی با ارزش آن، آخرین روزهای سال ۲۰۱۱ را به روزهایی تلخ و سیاه برای حافظان میراث فرهنگی تبدیل کرد. هفته گذشته و در میان درگیری‌های خیابانی بین مردم و ارتش مصر ساختمان این کتابخانه در آتش سوخت و اکنون معترضان مصری و نظامیان انگشت اتهام را به سمت یکدیگر دراز کرده‌اند.

 

مؤسسه علمی مصر در سال ۱۷۸۹ و توسط ناپلئون بناپارت تأسیس شده بود و قدیمی‌ترین مؤسسه در نوع خود در مصر و در خاورمیانه به حساب می‌آمد. گزارش شده است که بخش زیادی از گنجینه‌ آن که شامل دویست هزار کتاب و نسخه دست‌نویس بوده در آتش سوخته است. در بعضی از گزارش‌های اولیه سخن از سوختن و از میان رفتن نسخه اصلی کتاب “وصف مصر” نیز دیده می‌شود.

 

“وصف مصر” نام مجموعه‌ای است از مقالات و توصیفات که برای نخستین بار در سال ۱۸۰۹ میلادی انتشار آن آغاز شد و شامل شرح و توصیف مصر و آثار تاریخی و باستانی آن بود. این مجموعه حاصل کار بیش از ۱۶۰ محقق و نویسنده بوده است که همراه ناپلئون در سال ۱۷۹۸ به مصر رفتند. در این میان بیش از دو هزار هنرمند و طراح چیره‌دست نیز کار طراحی و نقش کردن آثار تاریخی مصر را در این کتاب بر عهده داشتند. این افراد برای مدت حدود بیست سال به کار تحقیق و مطالعه در خصوص تمام جنبه‌های مصر معاصر و مصر باستان پرداختند و درنهایت یک مجموعه بیست جلدی از آثاری را بر جای گذاشتند که یکی از کامل‌ترین و جامع‌ترین تحقیقات در خصوص سرزمین مصر و آثار باستانی آن است. خوشبختانه این کتاب به طور کامل به همراه تصاویر کم‌نظیرش به صورت دیجتال درآمده است.

 

آنچه اتفاق افتاد

 

در روز درگیری ساختمان مؤسسه محل برخورد میان معترضان و نیروهای مسلح بوده است. بنا بر گزارش‌ها تعدادی از مردان با لباس نظامی روی پشت بام ساختمان مستقر شده بودند و از آن‌جا به سمت معترضان بلوک‌های سیمانی بزرگ و سنگ پرتاب می‌کردند و با باز کردن شلنگ‌های پر فشار آب قصد به عقب راندن آن‌ها را داشتند. اما معترضان نیز در پاسخ به پرتاب سنگ و همچنین کوکتل مولوتف پرداخته‌اند. پس از آن انفجار نسبتاً بزرگی رخ داده است که محل آن داخل ساختمان بوده و سپس دود سیاه‌رنگی به هوا رفته است.

آتش ابتدا از طبقات پایینی ساختمان آغاز شد و سپس به طبقات بالاتر سرایت کرد. با آنکه یک ایستگاه آتش‌نشانی در همان خیابانی که کتابخانه در آن واقع است قرار دارد، اما آتش‌نشانان بسیار دیر به محل رسیدند و کنترل آتش را دیر آغاز کردند. ویدیویی که توسط سایت روزنامه مصری الوفد منتشر شده، دقایق ابتدایی آتش‌سوزی را نشان می‌دهد. در این ویدیو مردانی که روی پشت بام هستند همچنان به پرت کردن اشیایی بزرگ به سمت تظاهرکنندگان می‌پردازند و علیرغم آغاز آتش‌سوزی به فعالیت‌‌‌های خود ادامه می‌دهند.

 

چه کسی مقصر است؟

 

با وارد آمدن این خسارت‌های عظیم فرهنگی که بسیاری از آن به عنوان فاجعه‌ میراث فرهنگی مصر یاد کرده‌اند این پرسش مطرح است که مسئولیت این فاجعه با کیست؟ اکنون هر دو سوی ماجرا به ملامت و مقصر قلمداد کردن یکدیگر پرداخته‌اند. ارتش، معترضان را به سبب پرتاب کوکتل مولوتف گناهکار می‌داند. شاهدان عینی گفته‌اند که برخی از معترضان کوکتل مولوتف به سمت سربازانی که در محل ساختمان مجلس شورا بودند پرتاب می‌کردند اما ظاهراً یکی از این بمب‌های دستی به اشتباه به ساختمان کتابخانه اصابت کرده است.

 

اما در مقابل معترضان مصری می‌گویند که نظامیان از ساختمان کتابخانه به عنوان محل استقرار خود و سازماندهی حمله به تظاهر‌کنندگان استفاده کرده‌اند. برخی از معترضان نیز گفته‌اند که این احتمال وجود دارد که آتش‌سوی توسط خود نظامیان آغاز شده باشد تا به این ترتیب به وجهه‌ معترضان آسیب وارد کنند. در این میان تصویر فردی با کلاهخود نظامی که مشعلی در دست دارد و آن را از پنجره‌ای به داخل ساختمان نیز می‌اندازد در فیس‌بوک معترضان منتشر شده و بحث‌های فراوانی را در خصوص هویت این فرد به راه انداخته است. با این حال مقصر هر که باشد، اکنون گنجینه‌ای کم‌نظیر در میان شعله‌ها از بین رفته است.

 

در این بین نیز البته گزارش شده است که پس از فرونشاندن آتش برخی از کتاب‌های نفیس از میان آوار به سرقت رفته است. روزنامه لوموند در خصوص سرقت تعدادی نسخه‌ دست‌نویس گزارش داده است. با این حال این احتمال نیز وجود دارد که ترکیبی از عملیات نجات و سرقت باعث شده باشد که برخی از کتاب‌ها و نسخ دست‌نویس به جای دیگری منتقل شده باشند. اکنون یک فراخوان عمومی برای بازگرداندن این کتاب‌ها در مصر منتشر شده است. ویدیوهای منتشر شده نیز نشان می‌دهد که جوانان مصری با تلاش زیاد در حال نجات کتاب‌ها و آثار خطی از میان آتش هستند.

 

محمد ابراهیم، وزیر آثار باستانی مصر اعلام کرده است یک گروه ویژه را برای تحقیق در خصوص آتش‌سوزی در مؤسسه علمی مصر تشکیل داده است اما این گروه هنوز به دلیل شرایط امنیتی نتوانسته‌اند ساختمان سوخته را مورد بررسی قرار دهند.

 

همچنین یک گروه برای مرمت آثار نجات داده شده نیز به وجود آمده است. اکنون تعدادی از کتاب‌ها و آثار خطی به محل آرشیو ملی مصر و تعدادی دیگر نیز به دانشگاه آمریکایی قاهره منتقل شده‌اند. وزارت فرهنگ مصر همچنین اعلام کرده ‌است ممکن است برای مرمت ساختمان تخریب شده‌ موسسه علمی مصر از وزارت فرهنگ فرانسه درخواست کمک کند. تاکنون آمار دقیق کتاب‌ها و نسخه‌های دست‌نویس نابود شده اعلام نشده است.

نویسنده:بیژن روحانی

Share

Permanent link to this article: http://injairane.ir/?p=423

« نوشته‌های قدیمی‌تر